السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
95
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
دليل مشائين بر اين قسمت از مدعايشان همان بساطت حقيقت وجود و مركب نبودن آن است . توضيح اينكه ، حكيمان مشاء تنها سه نوع امتياز و اختلاف را مىشناسند : اختلاف به تمام ذات ، اختلاف به جزء ذات ، و اختلاف به اعراض خارج از ذات . بر اين اساس مىگفتند : اختلاف ميان حقايق متكثر وجودى را نمىتوان به واسطهء يك امر خارج از حقيقت وجود دانست ( قسم سوم از انواع اختلاف ) ، زيرا با توجه به اصالت وجود ، هرچه بيرون از حقيقت وجود باشد ، پوچ است . يعنى غير از وجود ، چيزى تحقق ندارد كه بخواهد با ضميمه شدن به وجود در آن كثرت پديد آورد . و نيز امتياز ميان آنها را نمىتوان به جزء ذات دانست ( قسم دوم از انواع اختلاف ) ، زيرا وجود ، يك حقيقت بسيط است و نمىتواند دو جزء ( جزء مشترك و جزء مختص ) داشته باشد ، درحالىكه اين نوع از امتياز ، مستلزم تركيب مىباشد و لذا در امور بسيط راه ندارد . بنابراين ، تنها احتمالى كه باقى مىماند آن است كه بگوييم : امتياز حقايق وجودى به تمام ذات آنها است ( قسم اول از انواع اختلاف ) و بنابراين ، وجودهاى خارجى ، حقايق متباين به تمام ذات هستند . نقد دليل حكيمان مشاء اين استدلال در صورتى تمام است كه تنها سه نوع امتياز قابل تصور باشد ، حال آنكه نوع چهارمى از امتياز نيز فرض مىشود و آن ، امتياز به شدت و ضعف ، تقدّم و تأخّر و مانند آن است . بنابراين ، تنها با ابطال قسم دوم و سوم از اقسام اختلاف ، نمىتوان قسم اول آن را اثبات كرد . به ديگر سخن ، دليل فوق ، اعم از مدعاست . بنابراين ، پس از پذيرفتن اينكه اختلاف حقايق وجودى به جزء ذات و يا امر خارج از ذات نيست ، ما با دو احتمال مواجه هستيم : يكى اينكه اختلاف آنها به تمام ذات باشد - آنگونه كه حكماى مشاء مىگويند - و ديگر آنكه به شدت و ضعف باشد